هفتمین دوسالانه ی داستان کوتاه نارنج جهرم
چاپ PDF

جمعه 13 دی 1398 ساعت 17:07 administrator
آخرین به روز رسانی ( جمعه 13 دی 1398 ساعت 20:46 )
 

" شبِ یلدا و حافظ خوانی "
چاپ PDF

جمعه 13 دی 1398 ساعت 16:57 administrator


بعد از درگذشت حافظ در شیراز چون اجازه دفن او را در قبرستان مسلمانان نمی دادند  به اشعارش تفأل زدند و این بیت آمد که :
قدم دریغ مدار از جنازه حافظ
که گرچه غرق گناه است می رود به بهشت
پس از آن، در جشن ها به ویژه شب یلدا،تفأل به دیوانِ خواجه راز ، حافظ شیراز، رایج شد.
دلیلِ آن هم اُنس و معرفتِ حافظ با قرآن کریم بوده است.
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
اما روش تفأل با دیوان حافظ :
--- وضو
--- نیت می کنیم و خدا و شاخ نباتِ حافظ را برای موفقیت قسم می دهیم.
--- برای شادی روحِ لسان الغیب،فاتحه ای می خوانیم.
--- دیوان را بادست چپ می گیریم و با دست دیگر ، آن را می گشاییم
--- اولین غزل در صفحه سمت راست را می خوانیم وآن را معنی و شرح می نماییم.
البته مبنای تفأل، معنی و مفهوم اولین بیت آن غزل است.
-------------------------------------------
به نظرم یکی از بهترین دیوان ها برای تفأل،دیوان حافظ ، تدوینِ سید مهدی آیت اللهی است زیرا در هر صفحه‌ یک غزل، نوشته و در صفحه رو به رو، آن را شرح و توضیح داده است.
-------------------------------------------
یلدایِ  ۹۸  بر شما خوش.
-------------------------------------------
مهدی نادریان.

 

شب یلدا در جبهه
چاپ PDF

جمعه 13 دی 1398 ساعت 16:56 administrator

شب یلدا در جبهه

شب یلدا سال 65 بود. تازه از جهرم با اتوبوس کمیته به پادگان امام اهواز که مقر لشکر 33 المهدی بود رسیده بودیم.
آن شب با [ شهیدان ] حمید آتشی ، هادی شهامتی و برادر آزاده ذبیح شعبانی تو آسایشگاه گردان ابوذر استراحت کردیم.
یکی دو ساعت قبل از رسیدن ما به پادگان بچه های گردان برای عملیات کربلای 4 به خرمشهر برده بودند و ظروف حنا که از بچه ها جا مانده بود ، نشانگر حتمی بودن عملیات در دو سه روز آینده بود.

بذله گویی های ذبیح و شوخی های حمید باعث شده بود که احساس دلتنگی و دوری از خانواده در شب یلدا نداشته باشیم.
شاید اگر میدانستیم که  دو  سه شب دیگر این دوستان بیشتر مهمان ما نیستند ، قدرشان بیشتر می دانستیم.

بچه ها همه عاشق بودند. نميدانم عاشق چى بودند، فقط ميدانم خودشان را  متعلق به اين دنيا نميدانستند.
آنها فهميده بودند كه شايد تاچند ديگر زنده نمانند.
آنها نفس ميكشيدند تا بمانند، ولى نه در قفس .......
براى آنها ديگر يلدا معنا نداشت .
آنها افسانه رستم و اسفنديار را به کربلای 4 تبديل كردند....
آرى چنين بود قصه شب يلدائى ما .
❇❇❇❇❇❇❇❇❇❇❇

راوی : مسعود فرشیدنیا

حماسه سازان گردان ابوذر لشکر ۳۳ المهدی

 

بازدید دکتر صادقی مقدم از شرکت چاپ و نشر بانک ملی
چاپ PDF

جمعه 13 دی 1398 ساعت 16:52 administrator

آخرین به روز رسانی ( شنبه 28 دی 1398 ساعت 16:57 )
 
« ابتدا قبلی 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 بعدی انتها »

صفحه 9 از 242

آخرین اخبار

RSS سایت

feed-image خوراک RSS

شهیدان اشراق جهرمی