کاروان پیاده روی حرم تا حم
چاپ PDF

جمعه 14 تیر 1398 ساعت 17:22 administrator

 

روز قلم گرامی باد
چاپ PDF

جمعه 14 تیر 1398 ساعت 17:18 administrator

 

 

دلنوشته ی به مناسبت بازگشت پرستوهای خونین بال
چاپ PDF

جمعه 14 تیر 1398 ساعت 17:13 administrator
من که می دانم هر چه در باره شما بنویسم در حق خون کوتاهی کرده ام ...
این ابیات را تقدیم می کنم به «باد» که حالا دیگر هرچه بوی پیراهن و پلاکتان را پشت درب خانه مویه کند، دیر رسیدن نوشدارو ست و مادرتان مدت هاست «بی خبری» را با خودش به خاک برده است ...
سه تا مکعب خالی، سه جمجمه، سه پلاک
و قطعه قطعه ی سی سالْ استخوان در خاک
تراشه های غروری شکسته در تابوت
و تکه تکه ی یک داغِ بسته در تابوت
دوباره پرچم و تابوتشان که چرخی خورد
در این غریبیِ ممتد دلِ مرا هم برد
به شهرِ من که پُراز ازدحامِ تنهایی ست
حضورِ سبز شما فرصت شکوفایی ست
مسافرانِ سفرکرده تا نهایتِ نور!
خوش آمدید به این شهر، سعیکُم مَشکور!
به نخل های سرافرازِ شهر جان دادید
آخرین به روز رسانی ( جمعه 14 تیر 1398 ساعت 17:29 )
 

حاکم جهرم
چاپ PDF

جمعه 14 تیر 1398 ساعت 17:12 administrator
تاورنیه سیاح معروف و حاکم جهرم
تاورنیه در کتاب پنجم خود در باره حاکم جهرم می نویسد:
اگر اتفاقا مال تاجری را به سرقت برند حاکم آن محل مسئول است وباید طبق دفتر تاجر مزبور و سوگندی که یاد میکند از عهده ی غرامت آن بر آید و من این فقره را از روی تجربه و بصیرت می گویم
چه هنگام مسافرت از هند به اصفهان موازی دو بار از مال التجاره من به سرقت رفت و این قضیه در کارونسرای مخک که بین راه شیراز به لار واقع شده ومتعلق به خاک جهرم بود رخ داد همین که ساربان ملتفت فقدان این دو بار شد و جریان را اطلاع داد من به اتفاق چند نفر تاجر ی که با قافله بودند و شخص ساربان به جهرم رفته و مراتب رابه حاکم شکایت کردم حاکم با کمال ادب و انسانیت از من پذیرایی کرد دفتر ثبت مرا خواست سپس از روی دفتر و اقرار شهود و خود من قیمت اموال مسروقه را تخمین زدند حاکم تقبل کرد که این مبلغ را بپردازد ولی خواهش کرد که در مراجعت از اصفهان وجه مزبور را از او مطالبه کنم.
من هم قبول کردم و عازم اصفهان شدم در موقع مراجعت شب هنگام بود که به جهرم رسیدم و ورود خود را به حاکم اطلاع داده وپیغام دادم که فردا خدمتتان خواهم رسید.
ولی نامبرده منتظر فردا نشد و همآن شب تمام پول مرا به مسکوک طلا فرستاد.
به علاوه تعداد یک راس گوسفند و یک بزغاله و یک سینی رطب که بهترین رطب های آسیا است ضمیمه آن نموده بود.
یادداشت: ایرج قزلی جهرمی نویسنده کتاب فرهنگ و آداب و رسوم شهرستان جهرم
آخرین به روز رسانی ( جمعه 14 تیر 1398 ساعت 17:26 )
 
« ابتدا قبلی 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 بعدی انتها »

صفحه 8 از 213

آخرین اخبار

RSS سایت

feed-image خوراک RSS

شهیدان اشراق جهرمی